نشست صمیمانه دکتر رضازاده در منزل مرحوم حاج داود رضایی 13-11-98

نشست صمیمانه دکتر رضازاده در منزل مرحوم حاج داود رضایی 13-11-98
بهمن 13, 1398
28 بازدید

مرحوم حاج داود رضایی از افراد شناخته شده حسینی و سیاستمدار مشهور و بخشدار مشگین شهر بود.

روز 13 بهمن ماه نشستی در منزل مرحوم حاج داود رضایی با محوریت برسی مشکلات جوانان برگزار شد.

در این جلسه مهندس وفا حمیدزاده یکی از جوانان خوش فکر و فعال در حوزه های مدنی و محیط زیست شهرستان به عنوان پیش سخنران بحران اقتصادی را دستمایه سخنرانی خود قرار داد و گفت: هر کاندیدایی که امروزه وعده ای خارج از اختیارات و شرایط واقعی جامعه و مشگین شهر بدهد قطعا دروغگوست.

وی تاکید کرد ما باید به کسی رای بدهیم که با درک بحران های فعلی کشور بتواند وعده های منطقی ارائه دهد. بر اساس گزارش موسسه گالوپ، ایرانِ امروز جزو مضطربترین، افسرده ترین و خشن ترین در جوار کشورهایی همچون سرالئون، یمن، افغانستان و … قرار می گیرد. بدتر از آن این است که استان اردبیل با 400 هزار پرونده در سال جزو مضطربترین، افسرده ترین و خشن ترین استان های کشور است. این واقعیت جامعه مشگین شهر امروز است.

اقتصاد یکی از تاثیرگذارترین عوامل افسردگی و خشونت است. ما شاهد بیشترین کافه ها نسبت به جمعیت شهرستان هستیم.

یکی از راهکارهای برون رفت از این بحران، استفاده از داشته های خدادای مشگین شهر است. مهمترین این انعام الهی، شرایط و خصوصیات مناسب مشگین شهر برای مبحث توریسم است.

یکی دیگر از زمینه های رشد اقتصادی شهرستان کشاورزی است. متاسفانه در سالهای گذشته نگاه تبعیض آمیز حتی در حوزه کشاورزی نیز گریبان این شهر را گرفته است و زمین های کشاورزی ما محلی برای کشت خیار و سایر محصولات کم بهره شده است. در حالی که زمین های مشگین شهر برای کشت «پسته: مستعد است. اما هیچ گونه حمایت و آموزشی برای کشت پسته در میان کشاورزان شهر دیده نمی شود. هر هکتار زمین زیر کشت پسته می تواند  تن پسته تولید کند که با قیمت امروز هر همکتار بیش از یک میلیارد تومان برای کشاورز درآمد خواهد داشت. در حالیکه برای مثال هر هکتار خیار با تولید متعارف بیست تن بیش از میلیون عایدی برای کشاورزان نخواهد داشت!

پس از مهندس حمیدزاده، دکتر بابک رضازاده نیز به ایراد سخنرانی پرداختند که بخشی از سخنرانی ایشان را می توانید در سطور زیر مطالعه فرمایید:

مردم ایران انقلاب کردند. انقلاب کردند تا صحبت کنند. حرفهایشان را بزنند. اما از ابتدای انقلاب کسانی بودند که دوسن نداشتند مردم صحبت کنند، آنها دوست دارند فقط حرف خودرشان طرح شده و فقط حرف آنها بر کرسی بنشیند. مجلس محل حرف زدن است. محل صحبت کردن و مباحثه است اما نمایندگان بسیاری هستند که صحبت هایشان را می فروشند. وقت صحبتشان را برای تهدید یک کارمند قراردادی صرف می کنند. یک نماینده می بایست به فکر قوانینی باشد که به نفع مردم باشد. رانت خواری و فساد را کاهش دهد. چرا باید کارمندی در یک اداره میلیارد و دیگری در همان اداره 2 میلیون تومان حقوق بگیرد؟ فساد از همین نقطه آغاز می شود.

در زمان احمدی نژاد حدود 800 میلیارد نفت فروخته شده است. چقدر از آن جذب مشگین شهر شده است. بسیاری از روستاهای مشگین شهر فاقد آب شرب هستند. قرار بود آب مشگین شهر از سد سبلان {ساوالان} تامین شود! چه شد؟ چرا آب مردم قطع شد؟ بخاطر منافع چند نفر؟

امروز کسانی که نفس مردم و بخصوص جوانان را بریده بودند می گویند مردم باید نفس بگشند. در حالیکه اصلا نفس کشیدن بلد نیستند. از سالها پیش در یالثارات برای این کنسرت و آن کنسرت نسخه تعطیلی صادر می کردند.

چرا جوانان ما د رلاهیجان و یزد و اصفهان و … کارگری و گارسونی و … می کنند ؟ شما چند اصفهانی را می شناسید که به مشگین شهر برای کارگری آمده باشد؟

قول شرف می دهم کاری کنم که مشگین شهری ها دومرتبه به آغوش خانواده هایشان بازگردند.

در حال حاضر آب ما را دَر می کنند تا خزر را سیراب کنند. از خزر هم طرح می ریزند که به سمنان آب برسانند. پس وکیل مردم مشگین شهر کجاست؟

من سردار سازندگی نیستم! من سناتور نیستم! چره ملی هم نیستم! من خادم مردم هستم. والسلام!

برچسب‌ها:,